زمان بدجوری می گذرد و وقتی زمان میگذرد تاریخ را به وجود می آورد و وقتی تاریخ به وجود می آید می شود میراث گذشته ما و وقتی میراث گذشته ما...... تو این چند وقته که حال و هوای نوشتن نبود به خیلی چیزا برخوردم به زمان، به تاریخ و به گذشته. چیزایی که با خودم می گفتم این یکی رو دیگه میزنم تو وبلاگم، ولی مثل این که قسمت نبود و از کنار خیلی چیزا گذشتم تا اینکه رسیدم به یه ماهنامه ای متفاوت از ماهنامه ها و نشریه هایی که تاحالا دیده بودم( فرَوَهر) ماهنامه ایه مخصوص اقلیت زرتشت. البته ماهنامه ای که من خوندم برای خرداد و تیرماه گذشته بود چند صفحه اول فروهر سخنرانی نماینده زرتشتیان ایران تو نهم خرداد ماه بود در مورد برخی مسائل که یکی از اونا نشانی بود با این شروع:
« نشان شیر و خورشید یکی از کهن ترین نماد های ملی ایرانیان است، نگهداری این نماد در گذر هزاره ها نشان ارزش آن نزد نیاکانمان بوده است..شیر ایرانی تا چندی پیش و همزمان با مشروطیت در بیشه های ایران و به ویژه در شهرهای مناطق فارس و خوزستان می زیسته است اما نسل آن به دلیل شکار بی رویه قاجاریان غیر ایرانی از میان رفته است. شیر ایرانی در هر دورانی نشان شجاعت ، دلیری و غرور بوده است که همواره در نقش برجسته ها، سفال ها، نشان ها و مهرها به یادگار مانده است»
اگه می بینید دارم اینهارو تو وبلاگم میارم به خاطر اینکه زرتشتی نیستم پس برام جالب بوده شایدم به خاطر اینکه که دورو برمون تو یزد پر زرتشتیه و دوست دارم از طرز فکر اونا هم باخبر بشم ، یهو فکر نکنید زرتشتیم یا عقاید اونا رو به عقاید خودم ترجیح میدم . خلاصه، متن سخنرانی به جایی میرسه که میگه: هر چند شیر در ضرب المثل های ایرانی به پادشاه جنگل معروف شده ولی بی گمان مربوط به پادشاهان طاغوتی گذشته ایران نبوده است که در کنار برخی از معماری ها تندیس شیر را با بی مهری حذف کرده اند و......
حالا دیگه به وسطای متن میرسم که در مورد نخستین نشان شیر وخورشید پس از اسلام که بشقاب لعاب داری است که در شهر ری کشف شده سخن به میان می آید و اینکه پس از حمله مغول نیز نشان شیر و وخورشید روی سکه ها وجود داشته با این تفاوت که به جای پرتوهای خورشید با طراحی ویژه ای واژه رسول الله در آن دیده می شود.
هر چند نشان شیر وخورشید با اندکی دگرگونی به عنوان یک نشان ملی ، دولتی و مذهبی در برخی از بیرق های عزاداری نیز جای گرفت ولی پس از پیروزی انقلاب به گمان اینکه شیر وخورشید یک نماد سلطنتی است از میان برداشته شد.به اینجای سخنرانی چاپ شده در فروهر که میرسم بحث از سخن اصلی به میان می آید و شروع پاراگراف بعدی بر سر شیر وخورشید سرخ ایران است و اینکه ایران از سال های 1904 تا 1908 میلادی در کنفرانس های صلیب سرخ شرکت کرد و از ایران خواسته شد برای عضویت در آن نشان صلیب سرخ را بپذیرد از آنجا که نشان ملی ایران شیر وخورشید بود این نگاره را به انجمن صلیب سرخ پیشنهاد کرد در پی آن دولت عثمانی که با رقابت شدید با ایران بود نشان هلال احمر را معرفی کرد که هردو نشان پذیرفته شد در آن زمان برخی کشورهای عربی نیز هلال احمر را نشانی برای کمک رسانی خود اتنخاب کردند و ایران با نشان شیر وخورشید سرخ خود تنها ماند و این نشان را برای کشور به ثبت جهانی رساند . پس از پیروزی انقلاب اسلامی نشان شیر وخورشید از سازمان کمک رسانی ایران برداشته شد و ایران نیز هلال احمر عثمانی را برای خود برگزید و.....
هنوز هم ادامه دارد سرنوشت نشان شیر و خورشید را می گویم،چون متن سخنرانی تموم نشده و هنوز ادامه دارد ولی برای کسایی مثل من و امثال من تا همین جاش هم کافیه و باید بذاریم تا زمان بگذرد و بگذرد و بگذرد.


